برخیز و نگو رسالَتش با ما نیست
ما در قِبَلِ شهیدها مسئولیم
باید که بپرسیم زِ وجدان چَموش
از بهر چه آمده، به چه مشغولیم؟!

شاعر: آمنه نقدی پور

از کتاب قاسمانه


برچسب‌ها: شهدای کرمان, شعر دفاع مقدس, آمنه نقدی پور
+ نوشته شده در  ۱۴۰۲/۰۲/۱۷  توسط  آمنه نقدی پور  | 

حال خوش یا خراب، یعنی شـعر

مرهـم و اضطـراب، یعنـی شـعر

از شـهیدان کـه می‌شـود حرفـی

مـادر در عـذاب، یعنـی شـعر

آنکه مصداق خنجر است به خصم

قاطـع و پـر جـواب، یعنـی شـعر

آنکـه شـیطانِ اَکبَر و تکفیـر

را کُنَـد بی‌ نقـاب، یعنـی شـعر

آنکـه ترفنـد و حُقّه‌هـا را کـرد

همچو نقشـی بر آب، یعنی شـعر

آنکـه حیثیّت اَبَر قـدرت

را کُنـَد چـون حبـاب، یعنی شـعر

در دفـاعِ مقـدّس و جبهـه

پرچـم انقلاب، یعنـی شـعر

مرهـم ِ درد سـینه‌ی زینـب

بـا صـدای ربـاب، یعنـی شـعر

میـن و بمـب و گلولـه و بـاروت

خشم و خون و خشاب، یعنی شعر

مشـتِ پُـر بـر دهـان اسـتکبار

انتقـام و خطـاب یعنـی شـعر

در تَنِ لاله هـای جـان بـر کـف

جوشـش و التهـاب، یعنـی شـعر

شاعر: آمنه نقدی پور

از کتاب قاسمانه


برچسب‌ها: نقدی پور, حاج قاسم سلیمانی, شعر دفاع مقدس, شاعر دفاع مقدس
+ نوشته شده در  ۱۴۰۲/۰۲/۱۷  توسط  آمنه نقدی پور  | 

فاتحِ قلب ها و میدان ها
حافظِ خاک و حافظِ جان ها
قاسمی که حبیبِ میدان بود
نوح شد، در تمام طوفان ها
جِبهه ی جنگ همچو خانه ی او
عشق را دید، در بیابان ها
بُت شِکَن گشت، همچو ابراهیم
شعله ها شد، بر او گلستان ها
حَصر را می شکست، با ایمان
کَرد نابود، حَصر و زندان ها
در نگاهش خدا مُجَسّم بود
خار شد، بر دو چَشمِ شیطان ها
و اشداء و سخت بر دشمن
دِلسِتان بود، بهرِ جانان ها
خونِ او شد، بهای آرامش
بهرِ لُبنان و قُدس و ایران ها
خونِ پاکش که در خروش آید
بر کف آرَد بسی گریبان ها
قاتلانش بدونِ شک باید
سخت تر پس دهند، تاوان ها
قاتِلانِ حبیبمان قاسم
خون گرفتید، از مسلمان ها
جبهه ی روبه رویتان هستند
کُلِّ عالم، تمام دوران ها

شاعر: آمنه نقدی پور

از کتاب قاسمانه


برچسب‌ها: نقدی پور, عکسنوشته قاسم سلیمانی, آمنه نقدی پور, شعر دفاع مقدس
+ نوشته شده در  ۱۴۰۲/۰۲/۱۷  توسط  آمنه نقدی پور  | 

خط شِکَن

مُهره ی مار، در نگاهَش بود
خالِ مهدی به روی ماهَش بود
مَسلَخِ عشقِ او کنارِ حسین
خاکِ بغداد، قتلگاهَش بود
جان دادن به راهِ دین و امام
رمزِ پیروزیِ سپاهَش بود
خط شِکَن بود و بازوی رهبر
قُدس مانندِ زادگاهَش بود
همچو یوسف عزیزِ مصر شُد و
دشمن و دوست، جَلدِ چاهَش بود
ذِکرِ زهرا، همیشه ناجی او
نورِ زهرا، چراغِ راهَش بود
رهبر و کلِّ ارتِش و سه قُوا
کُلِّ آفاق خونخواهَش بود
خانه ی عنکبوتیِ تَکفیر
مِحورِ و قُطبِ خواستگاهَش بود
لحظه ای که شهید شد، قاسم
ذکرِ "قالو بَلی" پناهَش بود

شاعر: آمنه نقدی پور

از کتاب قاسمانه


برچسب‌ها: شهید حاج قاسم سلیمانی, آمنه نقدی پور, قاسمانه, نقدی پور
+ نوشته شده در  ۱۴۰۲/۰۲/۱۱  توسط  آمنه نقدی پور  | 

شهید حاج قاسم سلیمانی

من زائر بارانی چشمان تو هستم
چشمان تو دنباله ی بین الحرمین است
دنبال صفای تو و چشم تو به راهم
عشق است همان چشم که دنبال حسین است
از سعی من و کعبه ی چشم تو رهی نیست
از قلب من و گردن تو این همه دِین است

شاعر: آمنه نقدی پور

از کتاب قاسمانه


برچسب‌ها: شهید حاج قاسم سلیمانی, شعر و عکس شهدا, قاسمانه, آمنه نقدی پور
+ نوشته شده در  ۱۴۰۲/۰۱/۲۷  توسط  آمنه نقدی پور  | 

حاج قاسم سلیمانی و مادرش

کی گفته ما زن های ایرانی، ضعیف و ناتوانیم؟
در هر نبردی پارتیزان های بی نام و نشانیم
گردان الزهرای ما همچون عقابِ تیز چنگ است
مسئولِ پشتیبانی و تبلیغ ِجبهه ما زنانیم
ماییم سربازانِ گمنامِ خمینی، در پسِ ابر
ما راویانِ فتح و جانبازیِ مردان،خطبه خوانیم
وقتی که بعثی ها به شهرِ ما و مرزِ ما رسیدند
دیدند ما را که مُسَلّح، پاسبان و مرزبانیم
تدبیر کردیم و چو سرداران نترسیدیم از تانک
تا غاصبانِ خاکمان را بر سر جاشان نشانیم
چندین هزار از ما پزشکانِ دلاور در خط جنگ
در راه درمانِ مبارزهای زخمی، جانفشانیم
چشمانِ ما حتی نبیند چون حبیبه، در نبردیم
بر دکمه ی رزمندگان، با تارِ دل، نخ می نشانیم
ما رختشوی جامه ی پیغمبران جبهه هستیم
ما شاهدانِ خون و گوشت و دست و پا و استخوانیم
ما توی آبادان و خرمشهر، حماسه آفریدیم
از قولِ رهبر، ما زنان چون، سنگرِ رزمندگانیم
سقای میدان، در دلِ خمپاره اندازِ یزیدیم
آبِ جگر خوردیم، چو نان پختیم، ما نانْ آورانیم
گفته خمینی، ما زنان در جبهه همچون مقتداییم
ما عزمِ پیکارِ جوانمردان و سردارانِمانیم
بیش از صد و هفتاد تن از ما اسیر جبهه ها شد
در حبس هم جنگاور و بی باک، چون آزادگانیم
ما سیزده مرداد روزِ عزم و جزمِ خواهرانیم
نستوهِ میدان و شهیده مریم ِ فرهانیانیم

شاعر: آمنه نقدی پور

از کتاب قاسمانه


برچسب‌ها: مریم فرهانیان, ناهید کرجو, شعر دفاع مقدس, شب قدرزنان جبهه مقاومت
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۰۳/۱۰  توسط  آمنه نقدی پور  | 

من در نگاهت، قاسمِ کَرّار می بینَم
روحِ پدر را در دلت بیدار می بینَم
در چشم هایت، یک شبِ تاریک و کوبنده است
دنیا برای دشمنانت، تار می بینَم
بر قاتلانِ قاسمم خوابِ بدی دیدی
بر روی ظُلمانیِشان، زنگار می بینَم
تو قاسمی هستی، که قاسم وار میجنگی
من در تو خونخواهی صَد مُختار می بینَم
رزمنده ای هستی که آرش در نیامِ توست
گُردآفریدان را به پایت خار می بینَم
تو ذوالفقارِ حیدری، صمصامِ برّانی
در هر نگاهت، بر عدو هشدار می بینَم
در سینه ی نستوهِ تو، یک کوه پنهان است
کوهی به نامِ قاسمِ سردار می بینَم
تابوی آمریکا شکستی با زبانِ خویش
من در زبانت، موشکِ سومار می بینَم
زعافِ قاسم بر کمر، پا در رکابِ او
سربندِ یا زهرا بر آن، رخسار می بینَم

شاعر: آمنه نقدی پور

از کتاب قاسمانه


برچسب‌ها: زینب سلیمانی, شهید سلیمانی, آمنه نقدی پور, حاج قاسم سلیمانی
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۰۱/۰۱  توسط  آمنه نقدی پور  | 

ما خط شکنان جبهه ی اربابیم
با سلطه گران دشمن مادرزادیم
مرد و زنمان جسور و شیرند و غیور
سرباز رشید جنگ با الحادیم
در مکتب ارباب توانا شده ایم
ما مشق جهاد خویش را پس داديم

شاعر: آمنه نقدی پور


برچسب‌ها: آمنه نقدی پور, آمنه نقدیپور, جهاد, قاسم سلیمانی
+ نوشته شده در  ۱۳۹۹/۱۱/۲۲  توسط  آمنه نقدی پور  |